نیازهای کودکان

جملاتی از مازلو طراح سلسه مراتب نیازها

هر وقت بخواهیم در مورد رشد کودک و فرزندپروری حرف بزنیم باید اشاره ای هم بکنیم به نیازهای کودک در مسیر و مراحل رشد او. چون شاید یکی از تعاریف فرزندپروری و والدگری این باشد: برآورده کردن متعادل و به اندازه نیازهای کودک در مسیر رشد.

از طرفی وقتی اسم نیازها و سلسله مراتب نیازها به ذهن انسان می آید ناخوداگاه اولین نامی که همراه آن تداعی می شود نام آبراهام مازلو روانشناس بزرگ آمریکایی است.

خلاصه ای از زندگی مازلو

مازلو در سال ۱۹۰۸ در بروکلین نیویورک به دنیا آمد. فرزند ارشد خانوده بود در میان هفت فرزند. در ۱۸ سالگی وارد کالج شد تا حقوق بخواند. به رغم هوشبهر بالا، نمرات او ضعیف بود. حقوق را به خاطر پدرش انتخاب کرد. ولی دوست نداشت وکیل شود. به نظر او رشته حقوق خشک و کسل کننده بود. در نیم سال دوم انصراف داد و به دنبال رشته مهیج تری رفت. در دانشگاه کورنل درس روانشناسی مقدماتی را برداشت . ولی به گفته خود مازلو این درس افتضاح، سرد و بی روح بود و چیزی برای مردم نداشت. بنابراین لرزه بر تن من انداخت و مرا از خودم روی گردان کرد.

در سال ۱۹۲۸ با برتا ازوداج کرد. وارد دانشگاه ویسکانسین شد و با روانشناسی علمی ساختار گرایی آشنا شد. طرفداران ساختار گرایی می خواستند ثابت کنند زندگی ذهنی را می توانند مثل شیمی بررسی کنیم. این رویکرد از نظر مازلو خسته کننده بود.

بعد با رفتار گرایی جان واتسون آشنا شد. به رغم انکه مازلو یک دانشجو بود روش واتسون نظرش را جلب کرد چون می خواست بگوید از طریق علم می توانیم آدمها را بفهمیم و اوضاع آنها را بهبود ببخشیم و این با تمایل مازلو به کمک کردن جهت تحقق ظرفیت های بالقوه انسان همنوایی داشت. بعدا” این رویکرد را هم رها کرد.

مازلو در مدتی که در وینکانسین بود با هری هارلو کار کرد. هارلو بعدها بایت تحقیقاتش روی کنجکاوی و انگیزه های عاطفی میمونها به شهرت رسید.

مازلو به این نکته علاقمند شد که میمونها وقتی که گرسنه نیستند هم تلاش می کنند تا مسایل را حل کنند. او همین رفتار را در خوک ها نیز دید. خوک های قوی تر و سالم تر، محیط اطرافشان را بیش از خوک های ضعیف کشف می کردند. این نتایج و یافته ها مازلو را متقاعد کرد که حیوانات، سائقی بنیادی برای سالم ماندن دارند. مازلو به این نتیجه رسید که انسان ها نیز سائقی مشابه در رابطه با دانش، قدرت و بینش دارند.

 مشاهدات و کارهای اولیه مازلو در زیست شناسی حیوانی، زمینه ساز تدوین نظریه خود شکوفایی شد.

مازلو در سال ۱۹۳۴ مدرک دکترا گرفت و سپس ۱۸ ماه در دانشگاه کلمبیا با ای ال ثورندایک نظریه پرداز برجسته یادگیری کار کرد.

یکی از طرح های تحقیقاتی مازلو در این سالها در رابطه با سلطه گری و میل جنسی در میمون ها و انسان ها بود. حاصل این تحقیق هم شد نظریه سلسله مراتب نیازها در انسان.

مازلو در طول حیات خود با روانشناسان و نظریه پردازان بزرک دیگر هم آشنا شد و نظریات آنها را هم شنید که برخی از آنها مکس ورتهایمر، کارن هورنای، آلفرد آدلر، اریک فروم و روت بندیکت بودند. این افراد تاثیر زیادی بر مازلو گذاشتند.

مازلو در سال ۱۹۶۷ به ریاست انجمن روانشاسی آمریکا برگزیده شد. در همان سال در حالیکه بر روی پروژه تحقیقاتی خود کار می کرد بر اثر حمله قلبی درگذشت و علم روانشناسی را از دستاوردهای جدید خود بی نصیب گذاشت.

 

جملاتی از مازلو درباره طبیعت انسان، سلسله مراتب نیازها و خودشکوفایی 

طبیعت درونی هر انسانی خوب و در موارد اندکی خنثی است.

 دو نوع نیاز در انسان وجود دارد: ۱- نیازهای کمبود مدار (نیازهای اساسی) ۲- نیازهای رشد مدار (فرا نیازها)

نیازهای اساسی اضطراری تر از نیازهای رشد مدار هستند و سلسله مراتب دارند.

نیازهای اساسی از قوی ترین تا ضعیف ترین عبارتند از: سائق های فیزیولوژیایی، نیازهای امنیتی، نیاز به تعلق خاطر و عشق و نیاز به حرمت و ارج.

نیاز به امنیت وقتی در کودکان هویدا می شود که محیط بر هم می خورد و مغشوش می شود.

کودک وقتی که نیازهایش به طور منظم و هماهنگ از طرف مراقبت کننده ها برآورده شود به امنیت می رسد.

کودکان رفتارهای نامنظم و عجیب و غریب مراقبان را دوست ندارند.

همان طور که سلامت انسان در گرو مصرف کافی ویتامین ث است، درست کار کردن وجود انسان هم در گرو دریافت عشق و محبت کافی از دیگران است.

انسان ها بدون داشتن پیوندها و روابط عمیق احساس تنهایی و بی ریشگی می کنند.

هر انسانی نیاز دارد دیگران او را بخواهند و قبول داشته باشند.

نیاز به حرمت و ارج آخرین نیاز از رده نیازهای اساسی است. خود این نیاز به دو دسته تقسیم می شود:

۱- محترم شمرده شده قابیلت ها، استقلال و دستاوردها و پیشرفت های شخصی و ارزیابی مثب دیگران ۲- نیاز به احترام و ارج در تلاش انسان ها جهت به رسمیت شناحته شدن از سوی دیگران و دست یافتن به یک پایگاه مطمئن، شهرت، تسلط، مهم شدن و عزیز شمرده شدن.

 

مازلو

شروط لازم ارضا شدن این نیازها: آزادی بیان، آزادی ابراز وجود، آزادی تحقیق و دریافت اطلاعات، آزادی دفاع از خود، عدالت، انصاف، صداقت، و نظم گروهی.

پس از ارضا شدن کافی نیازهای اساسی، نیاز به خود شکوفایی و درک و فهم نمایان می شود.

مازلو می گوید:

برای حرکت کردن به سمت خودشکوفایی باید نیازهای اساسی به قدر کافی ارضا شوند تا به ارضای نیازهای متعالی یا فرانیازها دل ببندیم.

انسان ها می خواهند کنجکاوی فطری خویش درباره خود و محیط را ارضا کنند، پدیده هایی را که فراتر از نیازهای اساسی هستند را بفهمنمد و بشناسند و ظرفیت بالقوه خویش را محقق کنند. اما خود به خود در این مسیر نمی افتند.

انسان های غیر خودشکوفا خیلی با خودشان دل مشغولی دارند و معمولا احساس حقارت می کنند.

رسیدن یا نرسیدن به هر مرحله از نیازها تا حد زیادی به محیط شخص بستگی دارد. محیط های مملو از از تهدید نمی گذارند نیازهای اساسی فرد ارضا شود و جلوی رشد و کمال او را می گیرند و محیط های سرشاز از حمایت که امکان ارضا شدن نیازهای اساسی را می دهند شخص را در مسیر خود شکوفایی هدایت می کنند.

اگر محیط محدود کننده باشد و امکان انتخاب را به حداقل برساند، شخص روان رنجور خواهد شد، چون طبیعت درونی او ضعیف می شود و به انقیاد نیروهای محیطی در می آید.

گرایش درونی فرد برای خود شکوفایی حتی اگر ضعیف باشد باقی خواهد ماند و شخص را به سوی شکوفایی می کشاند.

منبع: کتاب نظریه های شخصیت، ریچارد رایکمن، ترجمه‌ی مهرداد فیروز بخت، نشر ارسباران

 

شاید بخواهید این مطلب مرتبط را هم بخوانید:

نیازهای انسان ؛ ۸ نیاز اساسی از زمان تولد تا پیری و کهولت

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

آرش قنواتی

می کوشم کودکان سرزمینم شاد، سالم و کارآمد تربیت شوند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن