اصول فرزندپروریمعرفی کتاب

معرفی کتاب فرزندپروری بدون شرط

کتاب فرزندپروری بدون شرط  بی شک یکی از بهترین کتابهایی است که در زمینه فرزندپروری نوشته و چاپ شده است. کتابی که بیش از آنکه بر تغییر رفتار کودک متمرکز باشد بر روی تغییر و بازسازی حالات روانی و عاطفی کودک آنهم از طریق ایجاد یک رابطه عمیق والد- فرزندی تاکید دارد.

این کتاب توسط الفی کهن نوشته شده و کامیار سنایی آن را ترجمه کرده است. ناشر آن هم انتشارات صابرین است.

نویسنده نقل می کند که:

دختر من ابیجایل چند ماه پس از جشن تولد چهار سالگی اش، دوران سختی را در ارتباط با امدن یک رقیب پشت سر گذاشت. او در مقابل درخواست ها پا به زمین می کوبید. کارهای هر روزه و عادی او به سرعت تبدیل به چنگ قدرت شد. یک شب قول داد به محض خوردن شام به حمام برود. اما از این کار امتناع کرد و داد و بیدادی به راه انداخت که بردارش را بیدار کرد. وقتی از او خواستیم آرام تر باشد، دوباره داد و فریاد کرد.

حالا سوال مهم این است:

آیا هنگامی که او آرام شد، بهتر است من و همسرم همانند آنچه هر شب انجام می دهیم، او را در آغوش بگیریم و با یکدیگر داستان بخوانیم؟

فرزندپروری مشروط می گوید خیر. اگر ما پس از رفتارهای نامناسب او، فعالیت های خوشایند معمول او را انجام دهیم، به رفتار غیر قابل قبول او پاداش داده ایم. این فعالیتها باید معلق شوند و او باید با ملایمت ولی به طور محکم آگاه شود که چرا چنین پیامدی عایدش شده است.

این نوع رفتار برای اکثر ما آشنا است و مطابق با نصایح بسیاری از کتابهای فرزندپروری است. مجبورم اعتراف کنم که تا حدودی برای من رضایت بخش بود که قانون بگذارم، زیرا جدا از مقاومت ابیجایل اذیت شدم. برای همین به ذهنم رسید که به عنوان پدر کاری کنم تا بفهمد اجازه ندارد این گونه رفتار کند. البته بر خودم مسلط شدم.

اما دیدگاه فرزندپروری بدون شرط می گوید این وسوسه ای است که باید در برابر آن مقاومت کرد و ما باید او را در آغوش بگیریم و مانند معمول برای او داستان بخوانیم. اما نه به این معنا که آنچه اتفاق افتاده است را نادیده بگیریم. فرزندپروری بدون شرط یک اصطلاح خیالی برای اینکه اجازه دهیم کودکان هر کاری که میخواهند انجام بدهند نیست. بسیار مهم است که زمانی که طوفان فرو نشست آموزش و بازخورد دهیم.

فرزندپروری بدون شرط به این موقعیت و در واقع به نوع انسان از منظر متفاوتی می نگرد. برای شروع از ما می خواهد تا دلایل آنچه را ابیجایل انجام می دهد، امری درونی و نه بیرونی در نظر بگیریم. رفتار او نمی تواند با یک ساز و کار ماشینی و با در نظر گرفتن نیروهای خارجی مانند پاسخ های مثبت به رفتارهای قبلی او توضیح داده شود. شاید او منکوب ترس هایی شده است که نمی تواند آنها را نام ببرد یا احساس ناامیدی ای که نمی تواند اظهار کند.

 

فرزندپروری بدون شرط چیست؟

فرزندپروری بدون شرط

این کتاب بین عشق ورزیدن برای آنچه کودکان انجام می دهند و عشق ورزیدن برای آنچه انها هستند تمایز قائل است. عشق نوع اول، مشروط است و معنایش این است که کودکان باید به طریقی رفتار کنند که از نظر ما درست یا مطابق استانداردهای ماست. نوع دوم عشق بدون شرط است. یعنی به چگونگی رفتار کودکان، موفقیت آنها یا رفتار خوبشان وابسته نیست.

نویسنده می گوید:

من قصد دارم از عقیده فرزندپروری بدون شرط بر اساس دو پایه ارزش و پیش بینی دفاع کنم. بر اساس قضاوت ارزشی، کودکان نباید مجبور باشند تایید ما را به دست آورند. ما باید آنها را دوست بداریم. به قول دوستم دیبورا : «بی هیچ بهانه ای باید آنها را دوست بداریم.» علاوه بر این، آنچه مهم است فقط این نیست که باور کنیم به آنها بدون شرط عشق می ورزیم، بلکه مهم آن است که آنها احساس کنند بدون شرط دوست داشته می شوند.

بر پایه پیش بینی، عشق ورزیدن بدون شرط به کودک تاثیرات مثبت خواهد داشت. این کار نه تنها از لحاظ اخلاقی درست است، بلکه کاری هوشمندانه نیز هست. کودکان نیاز دارند همان گونه که هستند و برای آنچه هستند دوست داشته شوند. وقتی این اتفاق بیفتد، آنها می توانند خودشان را اساسا به عنوان افرادی خوب قبول کنند، حتی زمانی که گند می زنند و یا کاری را ناقص انجام می دهند. هنگامی که این نیاز ابتدایی برآورده شود، آنها آماده پذیرش (و کمک به) دیگران هستند. به طور خلاصه عشق ورزیدن بدون شرط چیزی است که کودکان برای رشد و نمو به آن احتیاج دارند.

 

دریغ کردن عشق یا وقفه در عشق

فرزندپروری بدون شرط

والدین چگونه عشق خود را از کودک دریغ می کنند؟

نویسنده می گوید:

همانند هر چیز دیگری، دریغ کردن عشق می تواند با شدت و ضعف متفاوتی انجام شود. در یک سوی بردار، یک والد می تواند در پاسخ به رفتاری که کودک انجام داده است، آن قدر ظریفانه خود را کنار بکشد و احساس و عاطفه کمتری از خود بروز دهد که شاید خودش نیز به آن آگاه نباشد. در سوی دیگر بردار، یک والد ممکن است خیلی با صراحت به کودک بگوید: «وقتی این رفتارها را بروز می دهی تو را دوست ندارم» یا «وقتی این کارها را می کنی، اصلا نمی خواهم جلوی چشمم باشی.»

 

نه نتبیه نه پاداش

نویسنده کتاب در کل با موضوع تنبیه و حتی پاداش مسئله دارد و هر دو را برای تربیت کودکان آسیب زا می داند. او اعتقاد دارد که آنچه کودک را می سازد نه تنبیه است و نه پاداش، بلکه عشق بی قید و شرط والدین به اوست.

فرزندپروری بدون شرط

روش دیگر برای تنبیه که به عنوان پیامد طبیعی شناخته می شود آن است که از والدین می خواهند یا کاری نکردن و امتناع از کمک، کودک را به نظم درآورند.

نویسنده پیامد را هم برای ایجاد رفتار خوب در کودکان اثر گذار نمی داند:

اگر کودکی برای شام دیر به خانه آمد، بهتر است که گرسنه بماند، اگر بارانی اش را در مدرسه جا گذاشت بهتر است که اجازه دهیم روز بعد خیس شود. گفته می شود این کار به کودک یاد می دهد که وقت شناس یا کمتر فراموش کار باشد، اما درس عمیق تری که او احتمال خواهد گرفت آن است که ما می توانستیم به او کمک کنیم، اما نکردیم.

 

اصول فرزندپروری بدون شرط

کتاب ۱۰ اصل را بعنوان اصول فرزندپروری بدون شرط معرفی می کند.

بطور مثال یکی از این اصول این است: برای ارتباط اولویت قائل شوید.

هنگام صحبت از اهداف متعالی هر چقدر از اهیمت ارتباط با کودکمان بگوییم گزافه گویی نکرده ایم.

زمانی که کودکان به اندازه کافی در کنار ما احساس امنیت می کنند تا دلایل کار غلطشان را توضیح دهند، حل کردن مشکلات و رفتارهای نادرست آسان تر می شود. احتمال زیادی دارد که کودکان هنگامی که به دردسر می افتند برای مشورت به ما رجوع کنند. همچنین زمانی که قدرت انتخاب برای با ما بودن دارند، احتمال بیشتری دارد که بخواهند با ما وقت صرف کنند. علاوه بر آن وقتی می دانند می توانند به ما اعتماد کنند، احتمال بیشتری دارد که آنچه را از آنها می خواهیم را انجام دهند.

البته یک رابطه محکم و مبتنی بر عشق به این دلیل اولویت ندارد که مفید است، بلکه خود فی نفسه هدف است و وسیله ای برای وصول به چیز دیگری نیست. به همین دلیل است که لازم است از خود سوال کنیم که آیا ارزش دارد ارتباط خود را به خاطر خواباندن نوزاد در شب و یا استفاده یک نوباوه از لگن بچه یا تذکر به کودک درباره رفتارش به خطر بیندازیم؟

زمانهایی ما مجبور می شویم برای انجام یک کار درست وارد عمل شویم و کودک را از انجام کاری باز داریم و باعث شویم کودک از دست ما برنجد. اما پیش از آنکه از این رفتارهای کنترل گرانه بهره جوییم و کودک را ناشاد سازیم و همچنین پیش از آنکه هر کاری کنیم که می تواند یک شرط در عشق ورزیدن ما محسوب شود، باید کاملا مطمئن شویم که این شرط ارزشش را دارد.

 

 

این کتاب پر از نکته، ایده، مثال و داستان است که کمک می کند خواننده رویکرد فرزندپروری بدون شرط را بهتر درک و بعد بتواند اجرا کند.

مدرسه والدگری خواندن این کتاب را بعنوان یکی از کتابهای موثر در زمینه فرندپروری بهتر به شما پیشنهاد می کند.

 

با هم جملاتی از کتاب را بخوانیم:

ما بعنوان والد فقط بر راحت ترین گزینه برای خود متمرکز شده ایم، نه بر آنچه کودکان نیاز دارند.

تعهد کودک به یک رفتار معین، اغلب کم عمق تر و در نتیجه دارای عمری کوتاه است.

برخی اوقات اطاعت مکرر با ناسازگاری مرتبط است.

کودکان خوش رفتار در خیلی از موارد به طرز شگفت انگیزی آنچه را والدین می خواهند را انجام می دهند و به آنچه والدین می خواهند تبدیل می شوند اما اغلب به قیمت از دست دادن احساس خودشان.

شما ممکن است یک کودک را با تمام وجود دوست داشته باشید، اما نه آنگونه که او نیاز دارد دوست داشته شود.

احساسات و رفتارهای کودکان با ما حرف می زند و از درون کودک خبر می دهد. اینکه کدام نیازش برآورده شده یا نشده است.

کودکانی که در معرض دریغ کردن عشق قرار می گیرند دارای عزت نفس پایین هستند، آنها در مجموع نشانه های سلامت عاطفی ضعیف تری از خود نشان می دهند و به احتمال بیشتری مستعد فعالیت های خلاف کارانه هستند. آنها به افسردگی بیشتری هم دچار می شوند.

در کودکی هیچ چیز به مهم تر از این نیست که پدر و مادر درباره ما چه احساسی دارند. اثرات عدم اطمینان درباره این موضوع یا وحشت از طرد شدن می تواند تا بزرگسالی نیز ادامه یابد.

ترس و اضطراب، قابل توجه ترین اثر بلند مدت دریغ کردن عشق است.

مسئله اخلاقی این است که مهم نیست کودک شما برای انجام یک کار (تمرین پیانو، رفتن به مدرسه یا هر چیز دیگری) چقدر انگیزه دارد، سوال مهمی که باید پرسیده شود این است که کودک شما چگونه برانگیخته می شود. به عبارت دیگر این میزان انگیزش نیست که مهم است، بلکه نوع آن است.

نوع انگیزشی که بوسیله پاداش ایجاد می شود، معمولا باعث کاهش نوع انگیزش می شود که ما می خواهیم کودکانمان داشته باشند. علاقه ای واقعی که حتی پس از آنکه پاداش ها از بین رفتند نیز باقی بماند.

مشکل این نیست که عزت نفس فردی بیش از اندازه پائین است. (من احساس خوبی درباره خودم ندارم) بلکه مشکل این است که عزت نفس بیش از اندازه مشروط است (من تنها زمانی که ….. درباره خودم احساس خوبی دارم).

این پارادوکس عزت نفس است: اگر شما به آن نیاز دارید پس آن را ندارید و اگر آن را دارید، پس نیاز به ان ندارید.

نسبت به نیازها و تمایلات اکثر کودکان با احترام برخورد نمی شود. اکثر والدین به گونه ای رفتار می کنند که گویی باور ندارند کودکان همانند بزرگسالان شایسته احترام هستند.

اگر یک بزرگسال چیزی را گم کند با مهربانی کمک می کنیم تا آن را پیدا کند ولی اگر فرزندمان آن را گم کند او را مورد سرزنش و انتقاد شدید قرار می دهیم.

روش دیگر برای تنبیه که به عنوان پیامد طبیعی شناخته می شود آن است که از والدین می خواهد با کاری نکردن و امتناع از کمک، کودک را به نظم درآورند.

آنچه تاریخ درباره ملتها به ما می گوید همان چیزی است که روانشناسی درباره هر یک از افراد به ما می گوید:

کسانی که احساس قربانی بودن می کنند، در صورتی که فرصتی به دست آورند، دیگران را قربانی می کنند.

تلاش برای تبدیل کودکان به انسان های خوب از طریق تنبیه به خاطر انجام کارهای بد، از همان ابتدا یک شیوه احمقانه است.

توماس گوردون می گوید:

نتیجه گریز ناپذیر به کارگیری مستمر قدرت برای کنترل کردن کودکان، این است که شما هرگز یاد نمی گیرید چطور بر آنها تاثیر بگذارید.

اریک فروم می گوید: برخی والدین آنقدر شجاعت و استقلال دارند که بیشتر نگران سلامت فرزندانشان هستند تا موفقیت آنها.

اگر حس اعتماد به نفس کسی به غلبه بر دیگران وابسته باشد، در بهترین حالت، فقط هرازگاهی حس رضایت و قوت قلب خواهد کرد. چون همه نمی توانند برنده باشند.

هر وقت کودکان در مقابل هم قرار داده می شوند به طوری که فرد فقط با شکست دادن دیگران می تواند موفق شود، باید یک هزینه روانی هم پرداخت کند.

رقابت عزت نفس را شرطی و بی ثبات می کند و تاثیری که روی برنده و بازنده می گذارد یکسان است.

 

لینک خرید از انتشارات صابرین

لینک خرید فیدیبو 

 

 

این مطلب هم مرتبط است:

فرزندپروری با کفایت چیست؟ ؛ معرفی کتاب فرزندپروری با کفایت

 

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

آرش قنواتی

می کوشم کودکان سرزمینم شاد، سالم و کارآمد تربیت شوند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن