نیازهای کودکان

نیازهای کودکان ؛ ۵ نیاز اساسی کودک شما در پنج مرحله رشدی

 

شناختن نیازهای کودکان ، می تواند یکی از کلیدهای فرزندپروری موفق باشد.

هر کودکی که به این دنیا می آید مراحلی را در رشد خود می گذراند و در هر مرحله، مجموعه ای از نیازها دارد که در مسیر رشد او بر تعداد آنها نیز افزوده می شود. در هر مرحله، معمولا” یکی از نیازها نسبت به نیازهای دیگر برجسه تر است و بیشتر خود را نشان می دهد.

چرا شناخت نیازهای کودکان در هر مرحله مهم است و یک والد باید از این نیازها اطلاع داشته باشد؟

چون می تواند به والد کمک کند تا بجای اینکه بر اساس تصورات از پیش تعین شده خود با کودک رفتار کند، نیاز های کودک را، و به ویژه نیاز کلیدی او را در هر مرحله‌ی رشدی بشناسد و نوع برخورد با کودک و کار فرزندپروری خود را را بر این اساس طراحی کند.

در این مطلب، نیازهای کودکان را به شکل ویژه از دیدگاه مراحل رشد روانی- اجتماعی اریک اریکسون، روانشناس بزرگ حوزه رشد و در پنج مرحله رشد بررسی می کنیم.

 

مرحله اول

نیازهای کودکان از تولد تا یک سالگی

نیازهای کودکان

نیاز مرکزی و هسته ای روانی فرزند شما در یک سال اول، نیاز به امنیت و رسیدن به اعتماد بنیادین می باشد. اگر این نیاز کودک به درستی و به اندازه برآورده شود، تاثیر خیلی زیادی در سلامت روانی سالهای آینده او خواهد داشت. نیاز به امنیت فرزند شما از طریق برآورده شدن به اندازه خرده نیازهای دیگر او برآورده می شود که شامل موراد زیر می باشند:

۱-نیازهای زیستی

شامل غذا، آب، خواب، استراحت و بهداشت که بهتر است این نیازها به سرعت برطرف شوند.

۲- نیاز به توجه محبت و نوازش

که از طریق نوازش جسمی و کلامی، ارتباط کلامی و غیر کلامی خاص و همراه با ظرافتی که شما با فرزندتان برقرار می کنید قرار است برآورده شود.

۳- نظم، ثبات و  یکدستی در محیط و در مراقبت از کودک

کودک شما در یک سال اول احتیاج دارد که محیط و رفتارهای اطرافیان و به ویژه مراقبین او، یکدست و قابل پیش بینی باشد.

۴- حمایت و پشتیبانی

به این معنی که شما بعنوان والد قرار است در مقابل خطرات و آنچه که برای کودک ناخوشایند است از او حمایت و پشتیبانی کنید. شاید مثال خیلی ساده آن زمانی است که فرد دیگر قصد دارد کودک را از آغوش پدر و مادرش در بیاورد و کودک هم امنتاع می کند و از این موضوع ناراحت و ناراضی است. در چینین موقعیتی، والد باید حمایت و پشتیبانی صد در صد از فرزندش داشته باشد و جلوی این اتفاق را بگیرد.

و نیاز آخر هم نیاز به

۵-فضای امن برای جستجو گری در محیط

این نیاز ۹-۸ ماهگی بیشتر خودش را نشان می دهد و بعد از یک سالگی شدت می گیرد. چون کودک از این زمان به بعد میل و کشش بسیار زیادی به دستکاری و کشف محیط اطرافش پیدا می کند.

شاید با یک نگاه متوجه شوید که فرزندتان وقتی توانست به قول معروف چهار چنگولی حرکت کند، می رود سراغ کمدها و کابینتها و هر آنچه در آنها هست را بیرون می ریزد. و جالب تر اینکه، هر روز می تواند این کار را به شکل کاملا تکراری انجام دهد. شاید بشود گفت که شغل اصلی کودک شما در این سن و سال همین باشد.

 ایجاد فضای امن برای اینکه کودک بتواند بدون نگرانی و به راحتی در محیط جستجوگری کند و وسایل و اشیا را دستکاری کند، نکته کلیدی فرزندپروری بعد از ۸ ماهگی است.

اگر نیاز اساسی مرحله اول برآورده شود یا نشود؟

عدم بر آورده شدن این نیازهای کودکان در یک سال اول، باعث ایجاد احساس محرومیت و ناکامی و در نتیجه بی اعتمادی کودک به محیطی که در آن زندگی می کند، این نتیجه گیری می تواند بستری را فراهم می کند تا کودک در مقابل موقعیت های تنش زای زندگی ، تاب آوری و تحمل کمتری از خود نشان دهد.

اما وقتی این نیازها به اندازه کافی و متناسب با آنچه که فرزندتان هست برآروده می شود، امنیت و آرامش در درون او شکل می گیرد و کودک شما به اعتماد و اطمینان در مورد محیطی که در آن زندگی می کند می رسد.

این اعتماد و اطمینان که بخش اصلی آن در رابطه با شما به عنوان والدین بوجود می آید باعث می شود، تا فرزندتان با امیدواری به مرحله بعدی رشد روانی و اجتماعی خود که مرحله استقلال خواهی است وارد شود.

 

پادکست نیازهای کودکان در مراحل رشد

اپیزود سوم رادیو والدگری : ۹ نیاز اساسی کودک (بخش اول)

 

مرحله دوم

نیاز های کودکان از یک تا سه سالگی

نیازهای کودکان

از یک سالگی به بعد نیاز جدیدی به نیاز قبلی فرزندتان اضافه می شود به نام نیاز به استقلال  و خودمختاری. بدین معنی که او می خواهد در رابطه با آنچه که به زندگی‌اش مربوط می شود مستقل عمل کند و در خیلی از موضوعات خودش را از شما و به خصوص مادر جدا کند. یعنی خودش به تنهایی غذا یا آب بخورد، حمام بکند، از پله بالا و پائین برود و … .

در واقع کودک از این سن بعد به دنبال ایجاد و تعریف یک فردیت برای خود و اعلام آن به بقیه و به ویژه به والدینش است.

از علائم و نشانه های آن هم نه گفتن مکرر، لجبازی برای انجام ندادن کاری که شما می خواهید و یا شیوه ای که انتظار دارید که کاری انجام شود و یا  زیر بار نرفتن فرزندتان برای عدم انجام کارهای خطرناک است.

در واقع بعد از اینکه کودک پا گرفت و توانست راه برود، چیزهای زیادی را می خواهد تجربه کند. حتی توانایی های مختلف خودش را می خواهد بسنجد. مثلا از مبل بالا و  پائین برود، برود بالای میز و بپرد پائین، روی جدول باریک توی پارک حرکت کند، وسایل مختلف بازی در پارک را امتحان کند و یا با وسایل مختلف و گاهی خطرناک کار کند.

اگر  پدر یا مادر هستید، زیاد با این موارد مواجه شده اید.

اگر به این نیاز اساسی کودک به اندازه کافی توجه شود چه نتیجه ای و پیامدی دارد و اگر این نیاز برآورده نشود چه اتفاقی می تواند بیفتد؟

اگر فضای امن و البته همراه با محدودیت های منطقی برای کودکتان ایجاد کنید که کودک بتواند در امنیت و آرامش، استقلال و خودکفایی را به اندازه کافی تجربه و مهارت ها و توانمندی‌هایش را آزمایش کند، آرام آرام احساس داشتن فردیت و هویت جداگانه و احساس کنترل بر زندگی خود در درون او شکل می گیرد، و کودک شما این مرحله را به سلامت می تواند بگذراند.

حاصل گذشتن به سلامت از این مرحله، کاشته شدن چند ویژگی روانی خیلی اساسی در وجود کودک است.

ویژگی هایی مثل اعتماد به نفس، احساس ارزشمندی، احساس دلبستگی، تعلق و دوست داشته شدن، میل به کنجکاوی، فهمیدن و یادگیری و میل به خود خودکفایی و مستقل عمل کردن.

اما اگر این نیاز در این مرحله یعنی یک تا سه سالگی به انداز کافی برآورده نشود و شما و یا دیگران جلوی استقلال خواهی و مستقل عمل کردن کودک بایستید و درها و فضاهای عمکلرد مستقل را به روی او ببندید، به دلیل شکست های زیادی که فرزند شما تجربه می کند، احساس شرمساری و خجالت دامان او را می گیرد.

احساسی که به دلیل نداشتن کنترل بر زندگی خود، سالهای سال می تواند با او بماند و همراه او باشد. در خیلی از کودکان و حتی افراد بزرگسال، تلاشهای ناسالمی برای بازگرداندن این احساس کنترل بر زندگی خود، به شکل های مختلف، در سالهای بعد اتفاق می افتد.

در کل آنچه که در سالهای ابتدایی رشد خیلی مهم است و شما بعنوان پدر یا مادر بهتر است به آن توجه کند، میل زیاد کودک به نزدیکی و صمیمیت با شما و از طرفی تلاش برای خودکفا شدن و عملکرد مستقل است. دو تمایلی که عکس هم می باشند ولی وقتی تلاش کنید هر دوی این نیازها را به اندازه و با ظرافت برآورده کنید، هم احساس دلبستگی امن کودک خودتان را پرورش داده اید و هم پاسخ مناسبی به استقلال خواهی او داده‌اید.

به قول اریکسون، فضیلت خاص حاصل از این مرحله، اراده است. اراده به معنی توانایی قضاوت، تصمیم گیری، انتخاب و  عمل کردن و در عین حال خویشتن داری و پذیرش محدودیت های مناسب و لازم.

 

پادکست نیازهای کودکان در مراحل رشد

اپیزود چهارم رادیو والدگری : ۹ نیاز اساسی کودک (بخش دوم)

 

مرحله سوم

نیازهای کودکان از ۳ تا ۷ سالگی

نیازهای کودکان

در این مرحله در حالیکه کودک شما از مرز سه سالگی خود می گذرد و نیازها و کشش های قبلی را با خود به همراه دارد، نیاز اساسی دیگری خودش را نشان می دهد و آن هم نیاز به ابتکار عمل و خلاقیت است. به این معنی که فرزند شما در مورد موضوعات مختلف زندگی دست به آزمایش گیری و پرسیدن می زند.

یعنی هم می خواهد کارها را به شکل دیگری  انجام دهد و هم در مورد موضوعات پیرامون خود سوال و پرسش های زیادی دارد.

چیزی که نقش اساسی در این مرحله رشد دارد بازی هاست؟ در این مرحله فرزند شما از طریق بازیها، تلاش می کند که دنیای اطراف و همینطور موضوعات زندگی را بفهمد. البته تفاوتی که بازی های این مرحله با مرحله قبل دارد این است که در این مرحله، بازی ها برای کودک هدفمند تر می شود، در واقع می شود گفت بازی ها به تدریج ساختار پیدا می کند.

بچه ها در این سن و سال برای فهمیدن چیزی یا باید آن را بسازند یا بازسازی کنند. به همین دلیل مهم ترین بازی هایی که در این سن و سال خود را نشان می دهد بازیهای نمایشی یا نمادین کودک است. مثل دکتر بازی، خاله بازی، آشپزی، دزد و پلیس، رانندگی و همچنین استفاده نمادین از اشیاء مثل استفاده از یک چوب به عنوان اسب، یک پشتی  یا بالشت به عنوان موتور سیکت.

فرزندتان در این مرحله رشدی، یک مقلد یا تقلید کار حرفه ای است. و از همین طریق هم به قضاوتهایی ابتدایی در مورد برخی شغلها و یا شغلی که می خواهد در آینده داشته باشد می رسد. شاید فرزند شما هم در این سن و سال گفته باشد که در آینده می خواهد چه کاره شود.

بازیهای نمادین دیگر کودکان در این مرحله، بازی با قطعات لگو و ساختن انواع و اقسام اشکال، گل بازی، خمیربازی،  نقاشی کشیدن و کاردستی درست کردن است.

نتیجه برآورده شدن و یا عدم برآورده شدن نیاز کودک در این سالهای رشد چیست؟

اگر باز هم فضا را برای تجربه کردن هر چه بیشتر کودک خود و استفاده او از قوه ابتکار و خلاقیت فراهم کنید، در حالیکه ویژگی های روانی قبلی او یعنی احساس امنیت و نیاز به استقلال تقویت می شود، فرزند شما، شیوه های مختلف مواجه شدن با مسائل و موضوعات را هم یاد می می گیرد.

 اگر والدین جلوی ابتکار و خلاقیت کودک را بگیرند، احساس گناه، شرم و خجالت و همچنین ناتوانی در حل مسائل، جایگزین احساسهای خوب می شود.

در کل کودکان در این مرحله رشدی یعنی ۳ تا ۶ یا ۷ سالگی، تمایل دارند که کارها رو به شکل دیگری غیر از حالت معمول آن انجام دهند. به همین دلیل، شکایت خیلی از والدین این است که که فرزندشان، کارها را به شکلی که آنها می خواهند یا انتظار دارند انجام نمی دهد و اصرار دارد که به شیوه خودش کارها را انجام دهد.

نکته مهم این است که شما به عنوان والد، این نوع رفتارها و تمایلات کودکتان را بپذیرید و تا جایی که به دیگران و خود کودک آسیبی وارد نمی شود، فضایی را فراهم کنید که فرزندتان بتواند نیاز به ابتکار و خلاقیت را به اندازه کافی برآورده کند.

نتیجه ی برآورده شدن این نیاز هم، شکل گیری و تقویت ویژگیهایی مثل تفکر هدفمند، تفکر طراحی، تفکر خلاق، حل مسئله، قضاوت و تصمیم گیری و از طرفی بالا رفتن جسارت و اعتماد به نفس فرزندتان می باشد.

 

پادکست نیازهای کودکان در مراحل رشد

اپیزود پنجم رادیو والدگری : ۹ نیاز اساسی کودک (بخش آخر)

 

مرحله چهارم

نیازهای کودکان از ۷ تا ۱۲ سالگی

نیازهای کودکان

علاوه بر نیازهای قبلی، نیاز اصلی و اساسی کودک شما در این دوران کسب موفقیت و رسیدن به احساس لیاقت و شایستگی است. کسب موفقیت و شایستگی در حوزه هایی همچون درس و تحصیل، ورزش، هنر، رابطه با دوستان و همسالان، عضویت در گروه ها و کار با ابزار و وسایل.

اگر این نیاز در این سالها برآورده شود، کودک خود را آدم با کفایت و لایق می داند و در غیر این صورت امکان اینکه کودک دچار احساس خود کم بینی و حقارت شود وجود دارد. احساس حقارتی که می تواند در سالهای آینده، او را با خطر مواجه کند.

در واقع می شود گفت این مرحله از زندگی فرزندتان، دوره فراگیری مهارتهای جدید و توانایی ساختن و حل مسئله است. منظور از کسب موفقیت یعنی کودک شما بتواند با تلاش و کوشایی، از پس برخی تکالیف، وظایف و چالش های زندگی خود بر بیاید مثل:

انجام وظایف شخصی (بدون حضور پدر و مادر)

انجام تکالیف درسی

موفقیت در امتحانات و آزمونهای درسی و تحصیلی

یادگیری اصولی یک رشته ورزشی

تونایی یادگیری یک رشته هنری

برقرای رابطه با دوستان و همسالان و عملکرد مناسب در رابطه

توانایی عضویت در گروه ها وکسب جایگاه مناسب در گروه

و همین‌طور موفقیت و توانایی کار با برخی از ابزار و وسایل

 

اما آنچه که در این مرحله مهم است و به کودک کمک می کند که به سلامت از این مرحله عبور کند، عمکرد مناسب والدین، مربیان و معلمان آموزشی است. همین موضوع نقش شما را به عنوان والد پر رنگ می کند. اینکه چطور شرایط و فضایی فراهم کنید تا فرزندتان بتواند به اندازه کافی موفقیت بدست بیاورد.

 

دو اشتباه والدین و مربیان در این دوره

با توجه به نیازهای کودکان در این دوره رشدی، والدین و معلمان معمولا دو اشتباه انجام می دهند. با اینکه ممکن است کودک عملکرد نسبتا خوبی داشته باشد، ولی این دو اشتباه باعث می شود، احساس کسب موفقیت، قابلیت و شایستگی در درون او شکل نگیرد.

اشتباه اول کمال گرایی

بدین معنی که والد یا معلم ملاک موفقیت را آنقدر سطح بالا می گیرد که کودک با وجود تمام تلاش و دستاوردهای خوبی که داشته است هنوز احساس می کند که به اندازه کافی خوب و شایسته نیست.

اشتباه دوم تاکید بر نقص ها به جای قابلیتها

یعنی والد یا معلم بجای برجسته کردن نقاط قوت و مثبت کودک، ذره بین به دست بگیرد و نقطه ضعف های کودک رو مرتب به او یادآوری کند.

شاید مثال خیلی ساده آن زمانی است که بچه ها دیکته می نویسند و والد یا معلم بجای شمردن تعداد کلمات درست و اعلام آن به کودک ، فقط زیر یا دور کلمات اشتباه خط می کشند و آن را به کودک یادآوری می کنند. در حالیکه قرار است تعداد کلمات درست شمرده شود و به کودک اعلام شود که تو با تلاش در دیکته امروز تونستی ۵۰ کلمه درست بنویسی. تا اینکه بگوییم: ۱۰ غلط داشتی،  بیشتر دقت کن. چون در ذهن کودک جمله تو ۵۰ کلمه درست نوشتی یعنی موفقیت و شایستگی و ۱۰ کلمه غلط داشتی یعنی شکست و ناتوانی.

در کل، احساس موفقیت و شایستگی یک نیاز از نیازهای کودکان است که کودک بین ۷ تا ۱۲ سالگی با آن درگیر است.

اینکه کودک به این نتیجه برسد که آدم قابل و شایسته ای است، بخش زیادی از آن بر می گردد به بازخوردهایی که از دیگران به ویژه والدین، مربیان و معلمان آموزشی و همین‌طور همسالان می گیرد.

پس شاید بهتر باشد به عنوان والد یا معلم آموزشی، با تاکید بر نقاط قوت و آنچه که کودک توانسته انجام بدهد، ضمن دادن احساس قابلیت و شایستگی، انرژی لازم را برای تلاش و کوشش بیشتر هم به او تزریق کنیم.

البته تلاش و کوشش برای اینکه رشد کند و استعدادهای خود را شکوفا کند نه اینکه با عملکرد خیلی خوب و عالی بخواهد دیگران را از خودش راضی نگه دارد.

به قول اریک اریکسون

جامعه به والدین و معلمان قابل اعتماد و دلگرمی دهنده نیاز دارد که می دانند چطور بر کارهایی که بچه ها می توانند انجام دهند تاکید دارند.

جملاتی از مازلو طراح سلسه مراتب نیازها

 

مرحله پنجم

نیازهای کودکان از ۱۳ تا ۱۹ سالگی

 

نوجوان- مدرسه والدگری

از سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی در حالیکه کودک وارد دوره نوجوانی می شود و تمام نیازهای مراحل قبلی رو هنوز با خودش به همراه دارد، نیاز به کسب هویت مثبت، بعنوان یک نیاز اساسی دیگر خود را نشان می دهد.

نوجوان در این سنین با موضوعات مختلفی دست به گریبان است. موضوعاتی مثل

۱– رشد جنسی و آغاز بلوغ

۲– تغییرات بدنی

۳– تغییرات خلقی و احساسی

۴– کشمکش بین وابستگی به خانواده و استقلال شخصی

۵– فشار همسالان

۶– انتخاب رشته تحصیلی و دغدغه های شغلی

۷– چگونه به نظر آمدن در نگاه دیگران

۸– اجتماعی شدن و کسب جایگاه در اجتماع

۹– رابطه با جنس مخالف

 

و چیزی که می تواند نوجوان را تقریبا به سلامت از این مرحله عبور دهد کسب هویت مثبت است.

 

البته  هویت شاید مفهوم کمی پیچیده ای باشد ولی اگر ساده بخواهیم بگوییم:

هویت شامل چیزهایی است که  هستیم، می‌خواهیم باشیم و قرار است باشیم. در عین حال شامل چیزهایی است که نمی‌خواهیم باشیم یا می‌دانیم قرار نیست باشیم.

در این دوره رشدی، نوجوان با سوالات زیادی درگیر می شود. سوالاتی که نوجوان با  تلاش برای پیدا کردن پاسخ برای آنها، به دنبال یافتن هویت مناسب برای خود است.

سوالاتی مثل:

من کیستم؟ باید چگونه زندگی کنم؟ چه حرفه یا شغلی را باید انتخاب کنم؟ در ارتباط با جنس مخالف چطوری باید عمل کنم؟ جایگاه اجتماعی من در بین دیگران کجاست؟ با کدام باورها و ارزش ها باید زندگی کنم؟

به همین دلیل، بلاتصمیمی در خیلی از موضوعات زندگی گریبان نوجوان را می گیرد، موضوعاتی مثل: انتخاب دوست و گروه هایی که می خواهد عضو آنها باشد، انتخاب رشته تحصیلی، درگیری با آینده ی شغلی که برای خود می خواهد، اینکه چه چیزهایی را بهتر است یاد بگیرد،  اینکه در چاچوب اصول خانواده حرکت و زندگی کند یا بر اساس آنچه تمایلات خود اوست و اینکه در رابطه با جنس مخالف می خواهد در چه چارچوبی عمل کند.

البته کسب هویت یک دفعه به دست نمی آید و خاص دوره نوجوانی هم نیست. ولی در این سن  بیشترین ظهور را دارد و نوجوان رو با خود درگیر می کند.

به همین دلیل بحران هویت در سن نوجوانی پیش می آید. چون بیشتر نوجوانان به طور دقیق نمی دانند کیستند، چه می خواهند و می خواهند چه نوع آدمی شوند.

تغییرات بدنی، هورمونی و شیمیایی درون بدن نوجوان نقش اصلی را در این دوره بازی می کند و باعث می شود گاهی نوجوان حتی با خودش نیز غریبه شود.

در کل در این مرحله رشدی، نوجوان احتیاج دارد که به هویت مثبتی از خودش دست پیدا کند. و آنچه که بیش از همه به او کمک می کند تا به این هدف برسد و سالهای نوجوانی را به سلامت بگذراند، برآورده شدن نیازهای او در مراحل قبلی و رسیدن به احساس امنیت عاطفی و تعلق قوی به والدین، احساس ارزشمندی، احساس شایستگی، کفایت و لیاقت است.

برآورده نشدن نیاز نوجوان به هویت مثبت، او را می تواند با خطر افسردگی، اضطراب، گوشه گیری، وسواس، یاس و ناامیدی، دوست داشتنی نبودن، خشم و عصبانیت و پرخاشگری مواجه کند.

بنابراین مهمترین وظایف و مسئولیت یک والد در دوره نوجوانی فرزندش، پذیرش تغییرات اساسی و شاید بشود گفت پوست اندازی فرزندش است که با درد و رنج همراست و اینکه با برقراری یک رابطه قوی و صمیمانه، بعنوان یک راهنمای قابل اعتماد و آگاه، فرزندش را از این مرحله به سلامت عبور دهد.

نتیجه مثبت عبور همراه با سلامت نوجوان از این مرحله، پایبندی او به یکسری اصول و ارزشهای مثبت است که بستری می شود برای عملکرد مناسب فردی و اجتماعی او در سالهای بعدی زندگی اش.

 

 

 

شاید این مطلب مرتبط را هم بخواهید بخوانید:

نیازهای انسان ؛ ۸ نیاز اساسی از زمان تولد تا پیری و کهولت

 

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

آرش قنواتی

می کوشم کودکان سرزمینم شاد، سالم و کارآمد تربیت شوند.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن